امشب با قیصر امین پور

موجیم و وصل ما، از خود بریدن است ساحل بهانه‌ای است، رفتن رسیدن است تا شعله در سریم، پروانه اخگریم شمعیم و اشک ما، در خود چکیدن است ما مرغ بی‌پریم، از فوج دیگریم پرواز بال ما، در خون تپیدن است پر می‌کشیم و بال، بر پرده خیال اعجاز ذوق ما، در پر کشیدن است … ادامه

امشب با سعدی

باد بهاری وزید، از طرف مرغزار باز به گردون رسید، ناله هر مرغ‌زار سرو شد افراخته، کار چمن ساخته نعره زنان فاخته، بر سر بید و چنار گل به چمن در برست، ماه مگر یا خورست سرو به رقص اندرست، بر طرف جویبار شاخ که با میوه‌هاست، سنگ به پا می‌خورد بید مگر فارغست، از … ادامه