امشب با حافظ

من دوستدار روی خوش و موی دلکشم مدهوش چشم مست و می صاف بی‌غشم گفتی ز سر عهد ازل یک سخن بگو آن گه بگویمت که دو پیمانه درکشم من آدم بهشتیم اما در این سفر حالی اسیر عشق جوانان مه وشم در عاشقی گزیر نباشد ز ساز و سوز استاده‌ام چو شمع مترسان ز … ادامه

امشب با قیصر امین پور

موجیم و وصل ما، از خود بریدن است ساحل بهانه‌ای است، رفتن رسیدن است تا شعله در سریم، پروانه اخگریم شمعیم و اشک ما، در خود چکیدن است ما مرغ بی‌پریم، از فوج دیگریم پرواز بال ما، در خون تپیدن است پر می‌کشیم و بال، بر پرده خیال اعجاز ذوق ما، در پر کشیدن است … ادامه

امشب با سعدی

باد بهاری وزید، از طرف مرغزار باز به گردون رسید، ناله هر مرغ‌زار سرو شد افراخته، کار چمن ساخته نعره زنان فاخته، بر سر بید و چنار گل به چمن در برست، ماه مگر یا خورست سرو به رقص اندرست، بر طرف جویبار شاخ که با میوه‌هاست، سنگ به پا می‌خورد بید مگر فارغست، از … ادامه

امشب با حسین منزوی

اگر باشی محبت روزگاری تازه خواهد یافت زمین در گردشش با تو مداری تازه خواهد یافت دل من نیز با تو بعد از آن پاییز طولانی دوباره چون گذشته نوبهاری تازه خواهد یافت درخت یادگاری باز هم بالنده خواهد شد که عشق از کُنده ما یادگاری تازه خواهد یافت دهانت جوجه‌هایش را پریدن گر بیاموزد … ادامه

امشب با محمدعلی بهمنی

تا گل غربت نرویاند بهار از خاک جانم  با خزانت نیز خواهم ساخت خاک بی‌خزانم  گرچه خشتی از تو را حتی به رویا هم ندارم  زیر سقف آشنایی‌هات می‌خواهم بمانم بی‌گمان زیباست آزادی ولی من چون قناری  دوست دارم در قفس باشم که زیباتر بخوانم  در همین ویرانه خواهم ماند و از خاک سیاهش  شعرهایم … ادامه

امشب با حافظ

مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد نقش هر نغمه که زد راه به جایی دارد عالم از ناله عشاق مبادا خالی که خوش آهنگ و فرح بخش هوایی دارد پیر دردی کش ما گر چه ندارد زر و زور خوش عطابخش و خطاپوش خدایی دارد محترم دار دلم کاین مگس قندپرست تا هواخواه تو … ادامه