قرارداد بنویسم یا ننویسم؛ مساله این است!

امشب قصد دارم در مورد لزوم تنظیم قرارداد و البته قراردادی که در آن به جزئیات توجه شده باشد؛ صحبت کنم. صادقانه می‌گویم که این مساله بسیار مهم است. دو نکته حائز اهمیت وجود دارد. اول آنکه آیا باید قرارداد بنویسم؟ دوم آنکه این قرارداد باید به چه کیفیتی باشد؟

من از جمله ” قرارداد را برای روز دعوا می‌نویسند” بسیار استفاده می‌کنم و واقعیت آن است که با توجه به تجربیاتم این جمله غلط نیست. شدت و ضعف دارد ولی درنهایت نمی‌توانید از آن چشم‌پوشی کنید. مهم نیست شما با چه کسی در حال مذاکره هستید، قرارداد واقعا می‌تواند در موارد اضطرار شما را نجات دهد اما به شرطی که در زمان انعقاد واقعا به قرارداد و جزئیات آن توجه کرده باشید. قرارداد می‌تواند یکی از مهم‌ترین مدارک شما برای اثبات روابط طرفین و تعیین مسئولیت‌ها و وظایف باشد تا شما کمتر درگیر دعاوی حقوقی و کیفری شوید و همچنین در بسیاری از مواقع در اتلاف وقت، هزینه و انرژی صرفه‌جویی کنید.

مرسوم آن است که بگویند برای تنظیم یک قرارداد استاندارد، علاوه بر اطلاعات و جزئیات مربوط به قرارداد، دانش حقوقی نیز ضروری است اما به نظر من در کنار دانش حقوقی؛ دانستن نکات کسب‌وکاری، مالی و شرایط حاکم نیز بسیار اهمیت دارد. بسیار مهم است که فرد حقوقی بتواند مورد مناسب با موقعیت شما را تشخیص دهد و بتواند در قرارداد استفاده کند

بارها نکاتی که افراد حقوقی بر روی قرارداد گذاشته‌اند اما در نهایت به نفع معامله در حال شکل‌گیری نبوده است را دیده‌ام. گاهی اوقات پافشاری بر روی یک نکته بی اهمیت منجر به دادن امتیاز بسیار مهم به طرف مقابل شده است در حالی که فرد حقوقی از آن بی اطلاع بوده است چون به زوایای دیگری که در بالا به آن اشاره کردم، اشراف نداشته است. پس شاید باید چنین گفت که ضرورت نوشتن قرارداد در کنار شخصی که آن را تنظیم می‌کند و دانش او؛ معنا پیدا می‎‌‎کند.

قراردادها موضوعات مختلف دارند و بسته به موقعیت حتی با وجود موضوع یکسان، شخصی‌سازی می‌شوند. این نکته که افراد فکر می‌کنند قرارداد تمپلیت می‌تواند برای تمام موارد قابل استفاده باشد؛ عمیقا قلب من را به درد می‌آورد. من به شخصه همیشه سعی می‌کنم تک‌تک بندها را با توجه به آنچه از بیزنس دو طرف و جلسات ما بین طرفین می‎دانم، بررسی کنم و بهترین و عادلانه‌ترین تصمیم برای هر دو طرف را در نظر بگیرم. اینکه شما از یک تمپلیت قرارداد بارها استفاده کرده‌اید اما به مشکل برنخورده‌اید؛ دلیل نمی‎شود تا شما به مشکل برنخورید. ممکن است در جایی به آدمی برخورد کنید که اتفاقا بتواند از میان بندهایی که شاید بدون منظور آورده‌اید؛ برای خود امتیاز کسب کند.

گاه ممکن است آنچه شما در قرارداد ذکر می‌کنید با نص قوانین خصوصا قوانین آمره مخالفت جدی داشته باشد. در اینجا مهم نیست شما چه توافقی کرده‌اید؛ اراده قانون‌گذار بالاتر از خواست شما قرار می‌گیرد و حتی گاه ممکن است کلیت قرارداد شما را زیر سوال ببرد. پس توجه به نکاتی مانند قراردادهای معین یا غیرمعین، قوانین مرتبط و مواردی از این دست نیز مهم خواهند بود.

امیدوارم که این مطلب توانسته باشد باب اولیه در مورد اهمیت بستن قرارداد و نکات مهم مربوط به آن را مطرح نماید. سعی می‌کنم در نوشته‌های بعدی در مورد قرارداد و زوایای آن بیشتر بنویسم. اگر شما تجربه خاصی از نبستن قرارداد و یا نداشتن قرارداد دارید و یا موضوع دیگری در مورد قراردادها هست که دوست دارید بدانید، خوشحال می‌شوم که آن را در بخش دیدگاه‌ با من و سایر خوانندگان احتمالی این مطلب به اشتراک بگذارید.

۳ دیدگاه دربارهٔ «قرارداد بنویسم یا ننویسم؛ مساله این است!»

دیدگاهتان را بنویسید