دسته‌بندی عقود (۳)

در راستای مطالب حقوقی هفته‌های گذشته که در دسته‌بندی حقوقی می‌توانید دنبال کنید، بعد از صحبت در خصوص عقد لازم، جایز و خیاری امشب به آخرین دسته از عقود منصوص و مصرح در قانون یعنی عقد منجز و معلق خواهم پرداخت.

عقد منجز[۱] چیست؟

ماده ۱۸۹ قانون مدنی؛ عقد منجز را اینگونه تعریف می‌نماید که به صورت قطعی پس از انعقاد عقد محقق می‌شود و عامل دیگری در آن دخیل نیست و دو طرف ‌می‌بایست به آن عمل نمایند. دو طرف به محض منعقد شدن عقد؛ ملزم‌اند آنچه را که توافق کرده‌اند؛ انجام بدهند و اجرای مفاد قرارداد وابسته و موکول به اتفاق یا کار دیگری نیست. برای مثال در عقد بیع خریدار طبق قرارداد می‌بایست وجه را باید پرداخت کند و فروشنده طبق قرارداد آن چیزی که خریداری شده است را تحویل دهد.

عقد معلق[۲] چیست؟

در انتهای ماده ۱۸۹ قانون مدنی ذکر شده که چنانچه شرایط قسمت اول این ماده فراهم نباشد، آن عقد معلق است که در مقابل عقد منجز قرار می‌گیرد. به عبارتی دیگر این عقد محقق نمی‌شود و اثری بر آن مترتب نمی‌شود، مگر اینکه منوط به امر دیگری باشد و طرفین عقد می‌توانند پیدایش آثار عقد را منوط به امری در آینده نمایند.

برای مثال در عقد بیع، فروشنده به خریدار می‌گوید در صورتی آن را به تو می فروشم که در دانشگاه قبول شوی. اگر خریدار این موضوع را بپذیرد، اجرای قرارداد بیع، منوط و موکول به قبول شدن در دانشگاه می‌شود. نکته بسیار مهم در این رابطه آن است که دو عقد نکاح و ضمان قابل تعلیق نیستند. برای مثال نمی‌توان عقد ازدواج را موکول به قبولی در دانشگاه کرد و یا کسی نمی‌تواند ضمانت خود را تعلیق به امر دیگری نماید. این نکته در ماده ۱۰۶۸ قانون مدنی به صراحت موجب بطلان عقد است.

نکته‌ای که می‌بایست به آن در عقد معلق توجه نمود آن است که تعلیق می‌بایست واقعی باشد و تحقق شرط در آینده احتمالی، نامعلوم و مربوط به حادثه خارجی باشد. چنانچه طرفین عقد، در مورد تحقق شرط در آینده یقین داشته باشند، تعلیق صوری است و تنها نشان از قصد طرفین به تأخیر در ایجاد دین داشته‌اند. برای مثل پدری به فرزندش می‌گوید این مال را به تو فلان قیمت فروختم اگر ظرف ۳ سال مدرک لیسانس خود را بگیری اما اگر فروش مشروط به فرا رسیدن نوروز سال بعد باشد؛ چون حتما نوروز سال بعد خواهد رسید دیگر این امر تعلیق واقعی نیست اما بین طرفین معتبر و لازم الاجراست.

نکته دیگر که باید به آن توجه شود آن است که اگر تحقق اثر عقد منوط به اراده مدیون شود و به صورت دلخواه به خواه درآید مثل آنکه فروشنده بگوید برای مثال ماشین خود را به تو فروختم اگر آن را به صرفه ببینم و یا مواردی که تعلیق بر امر غیرمقدور یا نامشروع باشد و همچنین در مواردی که عقد برشرطی معلق شود که با ذات عقد مخالف است و یا سبب جهل بشود؛ باطل است.

عقد معلق دو نوع است:

۱- تعلیق در انشاء: عقد معلق آن است که تأثیر آن بر حسب انشا موقوف به امر دیگرى باشد.

۲- تعلیق در مُنشأ: عقدی که اثر آن معلق بر تحقق امری شده است صحیح بوده و پس از حصول معلق علیه، نافذ می گردد؛ به این نوع تعلیق، تعلیق در مُنشأ گفته می‌شود.

نکته آن است که معلق کردن انشاء و اصل وجود عقد که از آن به تعلیق در انشاء یاد می شود موجب بطلان عقد است ولی تعلیق اثر عقد که به آن تعلیق در مُنشأ می گویند اصولاً خللی به صحت عقد وارد نمی آورد.

سوال بسیار مهمی که مطرح می‌گردد آن است که آثارعقد معلق از زمان انجام شدن شرط یا از زمان انعقاد عقد شروع می‌شود. قانون مدنی در این خصوص صراحتی ندارد اما نظر مشهور آن است که انجام شدن شرط به منزله اجرای آثار از زمان انعقاد عقد می‌باشد. عقد معلق از زمان اجرای شرط موثر است اما طرفین می‌توانند شرط کنند که به گذشته نیز تاثیر داشته باشد.

نکته دیگری که به نظر من توجه به آن مهم است؛ این است که عقد معلق را نباید با عقد مشروط یکسان دانست. در عقد مشروط؛ طرفین؛ ضمن تعهدات اصلی خود، تعهدات ضمنی و فرعی را نیز برعهده می‌گیرند. این شروط می‌بایست صریح و روشن باشد و کسی که آن را پذیرفته ملزم به انجام آن است و الا الزام او از طریق دادگاه صورت خواهد پذیرفت و شرط فسخ نیز برای کسی که شرط به نفع اوست؛ به وجود می‌آید. این درحالی است که در عقد معلق، وقوع شرط برای طرفین محل تردید است و بدون وقوع شرط عقدی منعقد نشده و نمی‌توان متعهد را ملزم به انجام شرط کرد

هفته آتی عقود مستنبط از قانون را مورد بررسی قرار خواهم داد. مثل همیشه خوشحال خواهم شد تا نظرات و یا سوالات خودتان را با من و خوانندگان احتمالی این پست در میان بگذارید.

[۱]. Unconditional Contract

[۲]. Contingent Contract

۱ دیدگاه دربارهٔ «دسته‌بندی عقود (۳)»

دیدگاهتان را بنویسید