دسته‌بندی عقود (۱)

دو هفته گذشته در خصوص ضرورت و اهمیت نوشتن قرارداد و همچنین شاکله کلی قرارداد و مواردی که در آن مهم هستند، صحبت کردیم و قرار بر این شد که به ترتیب مباحث را پیش ببریم.

امشب قصد دارم در خصوص انواع دسته‌بندی عقود که در پست قبلی اندکی در مورد آن نوشته بودم؛ صحبت کنم. دسته‌بندی عقود به طور کلی می‌تواند به دو دسته ۱. منصوص و مصرح در قانون (ماده ۱۸۴ ق. مدنی) و ۲. مستنبط از قانون تقسیم گردد. منظور از دسته‌بندی منصوص و مصرح در قانون آن دسته از عقودی است که در قانون مدنی صراحتا از آن‌ها نام برده شده است و دسته‌بندی دیگر در واقع متضاد دسته اول می‌باشند.

  • عقود منصوص و مصرح در قانون:
  1. عقد لازم
  2. عقد جایز
  3. عقد خیاری
  4. عقد منجز
  5. عقد معلق
  • عقود مستنبط از قانون:
  1. معوض و غیرمعوض (مجانی)
  2. تملیکی و عهدی
  3. معین و نامعین
  4. رضایی، عینی و تشریفاتی

عقود به صورت دسته‌بندی زوجی ذیل نیز می‌تواند تقسیم‌بندی شود:

  1. عقد لازم و عقد جایز
  2. عقد خیاری
  3. عقد منجز و عقد معلق
  4. عقد معوض و عقد غیرمعوض (مجانی)
  5. عقد تملیکی و عقد عهدی
  6. عقد مشروط
  7. عقد معین و عقد نامعین

در این پست به عقود جایز و لازم در قانون پرداخته خواهد شد و سایر موارد در پست‌های آتی توضیح داده خواهد شد.

عقد لازم چیست؟

براساس ماده ۱۵۸ قانون مدنی، هیچ یک از طرفین در این عقد، در طول مدتی که عقد جاری شده است؛ برای مثال قرارداد یک ساله؛ حق برهم زدن ندارند، مگر در مواردی که قانون آن را مشخص کرده و یا برای یک طرف یا طرفین خیار (به معنی اختیار) فسخ پیش‌بینی شده باشد. مثال آن عقد اجاره است که احتمالا بسیاری از افراد با آن درگیر بوده‌اند.

به عبارتی دیگر هنگامی که طرفین قرارداد، قرادادی که لازم است را امضا می‌کنند، دیگر به هیچ عنوان قدرت و اجازه بر هم زدن عقد را ندارند مگر آن که شرایط فسخ عقد در عقد ذکر شده باشد.

 زمانی بر هم زدن عقد لازم امکان‌پذیر است که:

  1. آن مورد معامله نقصی داشته باشد و طرف دیگر از آن مطلع نباشد. در نتیجه به نوعی خیار عیب تحق پیدا می‌کند.
  2. هر دو طرف قرارداد نسبت به فسخ عقد رضایت داشته باشند.
  3. هر دو طرف قرارداد با اراده و خواست خود اقدام به فسخ قرارداد نمایند. (اقاله)

نکته این است که در اقاله؛ اراده و خواست دو طرف شرط فسخ است، در نتیجه اگر اراده یکی از دو طرف که اقدام به انعقاد عقد کرده است وجود نداشته باشد؛ امکان فسخ قرارداد ممکن نیست.

نکته‌ دیگری در این جا باید به آن توجه کرد آن است که شرط فاسخ با حق فسخ نباید اشتباه شود. شرط فاسخ عبارت از آن است که طرفین در ضمن عقد توافق می‌کنند که در صورت وقوع امری که شرط شده است، معامله خود به خود منحل یا منفسخ شود و یا از بین برود. مثلا خانه‌ام را طی ۲ فقره چک به مبلغ ۸۰۰ میلیون تومان فروختم به شرط اینکه اگر یکی از این چک‌ها برگشت بخورد معامله خود به خود از بین برود.

شاید بپرسید این دو چه فرقی دارند؟ پاسخ آن است که اثر شرط فاسخ، انحلال عقد است در حالی که اثر فسخ این است که صاحب آن حق می‌بایست حق خود را اعمال کند یعنی عقد را فسخ کند تا منحل شود. ( فسخ یک ایقاع است و مبنای ارادی دارد.)

عقود لازم عبارتند از: بیع، اجاره، مزارعه، مساقات، صلح و …

به طور کلی برای جلوگیری از بی‌ثباتی و تزلزل در تعهدات، اصلی با عنوان لزوم قراردادها وضع شده است که مفاد قراردادها را لازم‌الاجرا و افراد را ملزم به پایبندی به تعهدات و توافق‌هایشان می‌داند. در نتیجه هر عقد و قراردادی که به جایز بودن آن تصریح نشده باشد، لازم است.

عقد جایز چیست؟

براساس ماده ۱۸۶ قانون مدنی؛ در عقد جایز طرفین قرارداد هر زمان که بخواهند می‌توانند عقد را برهم بزنند، بی آنکه حق فسخی از قبل در قرارداد پیش‌بینی شده باشد. اما در ۲ مورد اسقاط حق فسخ یا اشتراط ضمن عقد لازم این مورد متفاوت خواهد بود. در مواردی که جواز عقد با نظم عمومی در ارتباط است مثل وعده نکاح یا رجوع از وصیت نمی‌توان عقد جایز را از نظر قابلیت فسخ به صورت عقد لازم درآورد. مورد دیگری که در خصوص فسخ عقود جایز باید توجه کرد ماده ۹۵۴ قانون مدنی است که می‌گوید: «کلیه عقود جائز به موت احد طرفین و یا سفه در مواردی که رشد معتبر است، منفسخ می‌شود.

عقود جایز عبارتند از: ودیعه، عاریه، وکالت، مضاربه، شرکت.

تبدیل عقد جایز به عقد لازم از راه‌های مختلف زیر امکان‌پذیر است:

  1. انعقاد عقد در قالب عقد صلح (صلح عقد لازم است، اگرچه در مقام عقود جایز واقع شده باشد و بر هم نمی‌خورد مگر در موارد فسخ به خیار یا اقاله)
  2. درج شرط عدم قابلیت فسخ
  3. گنجاندن خود عقد جایز ضمن عقد لازم
  4. درج شرط عدم قابلیت فسخ ضمن خود عقد جایز (مثل وکالت بلاعزل)

نکته‌ مهم آنکه در صورت گنجاندن عقد جایز ضمن عقد لازم، ماهیت عقد جایز تغییر نمی‌کند، بلکه فقط عقد جایز از آن عقد لازم، کسب لزوم می‌کند یعنی هیچ یک از طرفین نمی‌توانند عقد را هر وقت که بخواهند فسخ کنند. درحالیکه عقد جایز همچنان با فوت، جنون یا سفه (اگر رشد شرط شده باشد)؛ منفسخ می‌شود.

چنانچه در خصوص مطالب بالا سوالی دارید؛ خوشحال خواهم شد با من و خوانندگان احتمالی این پست در میان بگذارید.

دیدگاهتان را بنویسید