درباره من

تا به حال به این دو کلمه فکر کرده‌اید؟ نسخه صفر
راستش را بخواهید هرچیزی ممکن است در هر زمانی تغییر کند و نباید هیچ چیزی را پایدار در نظر گرفت. نسخه صفر در واقع همان اولین نسخه است که به مرور زمان پیشرفته‌تر می‌شود و ماهیتش رو به بهبود می‌رود. همان نقطه آغازین معروف. چرا همه این حرف‌ها را زدم؟ چون قرار است این نوشته، ورژن صفر من باشد. از سال پیش که تصمیم گرفتم چنین کاری انجام دهم تا لحظه‌ای که این سایت متولد شد، از خودم پرسیدم شروع این راه چه لزومی دارد؟ و باید صادقانه بگویم که برای من راه‌اندازی این سایت بسیار اهمیت دارد.
شاید بهتر باشد از خیلی قبل‌تر داستانم را شروع کنم. من مهسا خوشان‎‌تاش، فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد رشته جزا و جرم شناسی از دانشگاه علم و فرهنگ هستم. مسیر طولانی‌ای آمده‌ام تا به نقطه‌ای که امروز هستم برسم. خوب می‌دانم که راه بسیار طولانی‌تری در پیش دارم اما چند نکته به من انگیزه راه‌اندازی این سایت را داد. اول از همه این نکته که در چند سال اخیر حجم چیزهای جدیدی که یاد گرفتم، بسیار گسترده و زیاد بوده ‌است. اگر بخواهم دقیق بگوبم از روزی که در روز اول، محل استقرار شرکت علی بابا، خودم را یافتم تا امروز، زندگی من جنبه‌های متفاوت‌تری از آنچه قبل‌تر به آن مشغول بودم، پیدا کرد. شاید بشود گفت زندگی حرفه‌ای من به قبل و بعد از حضور من در علی بابا تقسیم می‌شود. تا قبل از آن من یک حقوق‌خوانده صرف بودم اما قرار گرفتن در کنار همکاران فوق‌العاده و کار درستم در شرکت، من را با مفاهیم متفاوت و گسترده‌ای آشنا کرد. شوق بی‌نهایت من برای یادگرفتن و خواندن چیزی بود که مرا به این فکر انداخت چرا تمام این اطلاعات را با دیگران به اشتراک نگذارم؟ از خدا که پنهان نیست، از شما چه پنهان من عاشق یاد گرفتن و یاد دادن هستم. شاید به همین خاطر حداقل نصف عمری که خدا به من داده است را در راه معلمی صرف کردم. این بستر به من کمک می‌کند تا شاید با شما تمام آنچه می‌آموزم و یا حداقل بیشترشان را به اشتراک بگذارم. درست مثل پونه‌ای که چیده می‌شود اما چیده شدنش منشا زیاد شدنش می ‌شود.
دلیل دیگری که من را در این راه مصمم کرده است، شاید این نکته باشد که در راه پرپیچ و خمی که آمده‌ام بسیار خوش شانس بوده‌ام و همیشه افرادی بوده‌اند که به ذهن پرسشگر و بی قرار من خوراک رسانده‌اند. مرا راهنمایی کرده اند و به من کمک کرده اند تا آدم بهتری نسبت به گذشته خود باشم. خیلی از مواقع با خود فکر کردم شاید باید به شکرگذاری این نعمتی که خدا به من داده است، افراد بیشتری را از چیزهایی که می‌آموزم آگاه نمایم. بدون شک وجود چنین فضایی شاید ب‌تواند به افراد بیشتری کمک کند.
اگر از من بپرسید، می‌گویم بسیار دوست می‌دارم که از شما بیاموزم. دوست دارم تا آنجا که امکانش فراهم باشد برایم بنویسید و بگذارید درهای بیشتری برای همه ما باز شود. از قدیم گفته‌اند زکات علم به نشر آن است.